پایان مقصد‌ - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
خاتمه مقصد ‌ در جایگاه بخت هر چند ما بدیماما در این مسیر در عشق سرمدیمدل را پر از امید بستیم بر کسی شاید برای عشق جامی به هم زدیمگاهی به اشتباه عاشق شدیم و بازعمری در انتظار تا دل ببنددیمفهمیده ام که هیچ ؛جز خویش در جهان ما را پناه نیست اما مرددیمدر جنگ های سرد در این جهان صفر تا پای جان رفیق ما نمر...
قله ی قاف - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
قله ی قاف تو دور تر از دسترسی ؛ قله ی قافیمن کورترین بد گره از رشته کلافیمجنون دلم گل زده در خاتمه ی عمر شاید برسد عشق تو در وقت اضافی گفتند که دل را ندهی؛ دست نگهدار حیف است نصیحت بشود حرف گزافی تا اوج جهان هم برسم از تو چه پنهان چیزی ندهد جز تو‌ به من ارزش کافی. تو رهگذری مکث‌ نکن دلبر شیرین ای دل...
آری، نیست - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
آری ، نیست ..در این اوقات جان فرسا که دردی جز نداری نیستتو را دارم ازین بهتر چه حسی هست؟ آری نیست !… نه رد پای باران ها، نه فصل عزم درناها من آن دریاچه ی شورم به سویم رود جاری نیستتمام آرزوها را به پای آبرو دادمکه این سرخابه ی سیلی مرا از شرمساری نیست به تلخی های ویرانگر بزن لبخند؛ شیرینم!که این دنی...
بیقراری - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
بیقراری ای کاش بشنوی خبر از بی قراری امازعشق مستمر که چنان رود جاری امهمچون ردیف شعر مکرر به فکرتمشاید در این غزل؛ تو به یادت بیاری امپروانه می شوم سبُک از التهاب ها با این خیال که به خودت می فشاری ام«عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم*»اشکم برای توست که دیگر نداری ام هر چند خالی ام به حقیقت پر از توام...
چون باد رفت - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
چون باد رفت دل سپردم بر دلش ویرانه بود آباد رفتنوش دارو بر غمش تا آنکه شد دلشاد رفتپا به پایش سوختم مانند‌ شمعی در قفس بال و پر دادم به او پروانه شد آزاد رفتمهربانی های من شد ناسپاسی در جواب گر بدی دیدی نگو خوبی چرا از یاد رفت؟ سرخوش از گلبوسه هایش؛ مست رویاهای دور تا که شد نزدیک تر خواب از سرم پر د...
دل به کام‌همیشه راضی هاست - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 12:52
شاعرانه های نسیم عطایی در این وبلاگ اشعار مهندس نسیم عطایی منعکس می شود. دل به کام‌ همیشه راضی هاست زندگی چون فصول تکراری بی محابا دسیسه ای جاریجای خلوت و چای بابونهتوی گوشم صدای گیتاریعاشقی در خیال بعد از ظهر چرت کوچک میان بیداریمی شکستی سکوت رخوتناکمی گرفتم نخی و سیگاریدل سپردم چنان که می گفتندچار...
- تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 0:24
u200eياد آن روزگار خوبى كهمثل پروانه عاشقم بودىآب دريا كه غرقه ام مى كردتوى امواج ، قايقم بودىشعرها را بهانه مى كردىقاصدك در قصيده پيدا شدقلب عاشق هميشه لو مى دادu200eراز دل بى سبب هويدا شداعترافى نكرده باقى ماندجراتم در خطر زدن كم بودگرچه پرواز آخرم بودىبال خالى به پر زدن كم بودخواب سنگين هردومان آ...
غمنامه - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 0:24
بگذار بگوید فقط از “عشق” نوشتم عاشق شدن از روز ازل بود سرشتم دل دادن او عین سرابست ولی عشقدر روح و تنم رخنه کند خشت به خشتم تا گفت تو هم مثل منى خاكى و سادهدر پیش خودش گفت من از خاك بهشتم خشنودم از آن روز مرا کرد فراموش گر پنبه کند هر چه که با عاطفه رشتم از رغبت بی منّت دل بود ؛ حلالش!هر میوه که چید...
دلم مى گيرد - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
قفسم را نكنى باز ...غمم مى گيردمى شود موقع پرواز غمم مى گيرد عاقبت مى رسد آن وقت ،كمى حوصله كنهِى دمادم بكنى ناز ، غمم مى گيرد آنقدر بغض نگه داشته ام ، حرف بزن بزنى قفل به هر راز ، غمم مى گيرد با دُهُل آمده جمعى كه تو داماد شوىمن از اين هلهله و ساز غمم مى گيرد بعد تو ساعت شماطه اى كوچكمانخوانده هر ن...
زود برگردى - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
"نمى گويم همين شب هاى ابر الود برگردى"* ولى من خواهشى دارم كه خيلى زود بر گردى به دور از عشق شيرينم دلم پوسيد مى فهمى؟چرا خواهى دل بيچاره ام فرسود برگردی؟ دعا كردم به در گاهش كه تا جان در بدن دارمخودت اذعان كنى آرى، خدا فرمود برگردى تو را در ذهن زيبايم تصور كرده ام با خودبيا قبل از كه رويايم شود ناب...
غمت - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
رسيده ام به تباهى به انتها به غمتمنم كه گم شده تنها به راه پيچ و خمت دلم شكسته برايت نمى شود ترميم چنان كه زلزله آمد به جان شهر بمت فداى خنده ى چشمت تمام ثانيه هامكسى چنين نخريده بهاى بيش و كمت تو رفته اى به سلامت ببين چه مى لرزم ميان سردى بهمن خوشا هواى دمت تو حال قافيه ها را به گريه مى فهمىكه شعر ...
بهاى خون دل - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
" هر چه كنم نمى شود تا بروى تو از دلم..."*جز تو كسى نمى شود چشم وچراغ منزلم عشق تو پاك مى برد حرمت و آبروى دلعبرت خلق مى شوم ، نقل و نبات محفلم سنگ نزن به بال و پر ، من به طواف آمدم ساده سقوط مى كنم حل نكنى تو مشكلم باز دعات مى كنم دل نگران و مضطربكاش كسى نچيندت ، اى گل ناز و خوشگلم خود تو بگو براى ...
روشناى صبح - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
وقتت به خير باد تو اى روشناى صبحبا تو شود لطيف و معطر هواى صبح با بودن تو است ، خروسان خوش صداسر مى دهند نغمه ى دل؛ جانفزاى صبح گنجشككان كوچك كوچه بدون توبر تن نمى كنند به شادى رداى صبح ماه از طلوع تو به تكاپو رسيده استآماده مى شود همه شب ها براى صبح اى آفتاب عشق ، تو وقتى كه آمدى خورشيد حاضر است بب...
مادر - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
خوشا كه وقت دعايش تو در نظر باشىتمام فكر و خيالش تو يك نفر باشى كسى كه بسته وجودش به بند نا مرئىكه جان كند به فدايت چو در خطر باشى دعاى خير و سلامت كند تو را هر دمچه در كنار عزيزش چه در سفر باشى به زير سايه ى مهرش به بر نشانده تو رااگر كه خوب و اگر بد تو آن ثمر باشى به زعم مادر خويشى كه مى شوى عاشق ...
سقف كوتاه - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 5:20
شور دلتنگى نمى ماند ؛ دلت آگاه نيستيوسفى ديگر نمى بينى كسى در چاه نيست سقف كوتاهت نمى خواهد مرا در زير خود؟دستمان كوتاه باشد ؛ طبعمان كوتاه نيست... #نسيم_عطايى
عصر ارتباطات - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 7:17
در عصر ارتباط ، روابط خيانتندعمرش فقط به ثانيه اى يا به ساعتندمجنون كجاست دل بسپارد به يك نفربرچين بساط عشق ، كه دلها سفارتند#نسيم_عطايى+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 19:21&nbsp توسط نسیم عطایی  |  Let's block ads! (Why?)
الكى - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 7:17
دوست دارم كه تو را دوست بدارم الكىباز عاشق بشوم دل بسپارم الكىهمه جا فكر تو باشم به نظر سرد ولىشغلم عاشق شدن و در پى كارم الكىالكى قهر كنى ؛ تا بكشم ناز تو را تا ببوسى لب من اشك ببارم الكىمثل يك شاعر خوشنام بگويم غزلىعشق تو باز در آورد دمارم الكىتو بپرسى مگر عاشق شده اى ؟ ، آه نگو....كه نفهمند همان ...
غزل جادو - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 7:17
آمدى اما نديدى قلب جادويت چه كردرفتم از خويش و ندانى چشم آهويت چه كردشاخه اى خشكيده بودم تا تو از راه آمدىزنده كردى و نديدى زور بازويت چه كردآنچه باقى مانده از تو عطر يك پيراهن استدل به تنگ آمد ، نفهميدى كه با بويت چه كردبرف پيرى مى رسد اما نباشد يك شبهدرد عاشق را نمى دانى كه با مويت چه كردشعر ها خو...
غزالى - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 6:40
پيش تو يك لحظه از ؛ صد سال خالى بهتر است حال من امشب چرا از خوب وعالى بهتر است؟ هر كجا باشى تو در قلب منى هرچند دوردائماً اما حضورت اين حوالى بهتر است چشم زيبايت نجيب است و به درويشى شهيردر تصوّف از بزرگان ؛ از غزالى* بهتر است تا حدودى از نگاهت عشق را تخمين زدم در حقيقت فرض هاى احتمالى بهتر است تا ج...
تهمت - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:09
بر دار مى شوى گاهى چه بى گناه؛ تنها به جرم يك گندم از اين كنشتكافى است لحظه اى غفلت كنى عزيز ؛ چون رانده مى شوى اين گونه از بهشتبى معرفت كسى باشد كه پشت تو ؛ خنجر فرو كند در پيش دشمناندر بين دوستان تهمت روا نبود افسوس مى خورم از اين كناه زشت در گوش بى خبر،سوگند نارواست ؛چون ميخ آهنى در سنگ بى اثرنيش...