خرید بک لینک

بگذار بگوید فقط از “عشق” نوشتم
عاشق شدن از روز ازل بود سرشتم

دل دادن او عین سرابست ولی عشق
در روح و تنم رخنه کند خشت به خشتم

تا گفت تو هم مثل منى خاكى و ساده
در پیش خودش گفت من از خاك بهشتم

خشنودم از آن روز مرا کرد فراموش
گر پنبه کند هر چه که با عاطفه رشتم

از رغبت بی منّت دل بود ؛ حلالش!
هر میوه که چیدست از آن باغ و کنشتم

مغبون فریب است تو را خوب شمردن
گر خوب تویی شکر خدا مضحک و زشتم!!

در پای غزل هام مرا عفو نمایید

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 0:24

صفحه بندی