خرید بک لینک
خاتمه مقصد ‌ در جایگاه بخت هر چند ما بدیماما در این مسیر در عشق سرمدیمدل را پر از امید بستیم بر کسی شاید برای عشق جامی به هم زدیمگاهی به اشتباه عاشق شدیم و بازعمری در انتظار تا دل ببنددیمفهمیده ام که هیچ ؛جز خویش در جهان ما را پناه نیست اما مرددیمدر جنگ های سرد در این جهان صفر تا پای جان رفیق ما نمره ی صدیم شاید به سر رسید غم های روزگار بسپار دل به راه اتمام مقصدیم#نسيم_عطايىمارچ‌March 31/2025https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 5:23&nbsp توسط نسیم عطایی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

قله ی قاف تو دور تر از دسترسی ؛ قله ی قافیمن کورترین بد گره از رشته کلافیمجنون دلم گل زده در خاتمه ی عمر شاید برسد عشق تو در وقت اضافی گفتند که دل را ندهی؛ دست نگهدار حیف است نصیحت بشود حرف گزافی تا اوج جهان هم برسم از تو چه پنهان چیزی ندهد جز تو‌ به من ارزش کافی. تو رهگذری مکث‌ نکن دلبر شیرین ای دل نکند پیش خودت قصه ببافیعاشق نشوی جان دلم ؛ رنج نبینی یا رب نکنی با نفسم قصد تلافی #نسیم_عطاییFebruary 22/2025https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 5:23&nbsp توسط نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

آری ، نیست ..در این اوقات جان فرسا که دردی جز نداری نیستتو را دارم ازین بهتر چه حسی هست؟ آری نیست !… نه رد پای باران ها، نه فصل عزم درناها من آن دریاچه ی شورم به سویم رود جاری نیستتمام آرزوها را به پای آبرو دادمکه این سرخابه ی سیلی مرا از شرمساری نیست به تلخی های ویرانگر بزن لبخند؛ شیرینم!که این دنیای پوشالی برای سوگواری نیست به دنیا عشق بخشیدن ؛ چه حاجت ؟جنگ باورهاستکه جان کندن برای هیچ؛ دیگر افتخاری نیست…مدارا کن که در دنیا جز آغوشم پناهی نیستکه وقتی مرگ می آید، مجال هیچ کاری نیستشکستن طاقتی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

بیقراری ای کاش بشنوی خبر از بی قراری امازعشق مستمر که چنان رود جاری امهمچون ردیف شعر مکرر به فکرتمشاید در این غزل؛ تو به یادت بیاری امپروانه می شوم سبُک از التهاب ها با این خیال که به خودت می فشاری ام«عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم*»اشکم برای توست که دیگر نداری ام هر چند خالی ام به حقیقت پر از توام من هیچم القیاس و از هیچ عاری ام#نسیم_عطایی*مصراع وام گرفته از شهریار https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 5:25&nbsp توسط نسیم عطایی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

چون باد رفت دل سپردم بر دلش ویرانه بود آباد رفتنوش دارو بر غمش تا آنکه شد دلشاد رفتپا به پایش سوختم مانند‌ شمعی در قفس بال و پر دادم به او پروانه شد آزاد رفتمهربانی های من شد ناسپاسی در جواب گر بدی دیدی نگو خوبی چرا از یاد رفت؟ سرخوش از گلبوسه هایش؛ مست رویاهای دور تا که شد نزدیک تر خواب از سرم پر داد رفتدر تلاطم های دریا غرقه بودم بی جنونچون نسیم آمد بیاسایم دمی؛ چون باد رفت#نسیم_عطاییJuly7/2024https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 5:26&nbsp توسط نسیم عطایی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

شاعرانه های نسیم عطایی در این وبلاگ اشعار مهندس نسیم عطایی منعکس می شود. دل به کام‌ همیشه راضی هاست زندگی چون فصول تکراری بی محابا دسیسه ای جاریجای خلوت و چای بابونهتوی گوشم صدای گیتاریعاشقی در خیال بعد از ظهر چرت کوچک میان بیداریمی شکستی سکوت رخوتناکمی گرفتم نخی و سیگاریدل سپردم چنان که می گفتندچاره ای نیست اگر که بیماری !از همانجا که گفتگو کردی با نگاهت چه جستجو کردی؟در تپش های قلب بیمارم بد چه دیدی؟ که زیر و رو کردی؟هدیه دادم نفیس عمرم را پاره قلبی که تو رفو کردیمثل عهدی نبسته می ماند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:52

ياد آن روزگار خوبى كهمثل پروانه عاشقم بودىآب دريا كه غرقه ام مى كردتوى امواج ، قايقم بودىشعرها را بهانه مى كردىقاصدك در قصيده پيدا شدقلب عاشق هميشه لو مى دادراز دل بى سبب هويدا شداعترافى نكرده باقى ماندجراتم در خطر زدن كم بودگرچه پرواز آخرم بودىبال خالى به پر زدن كم بودخواب سنگين هردومان آمدمن پشيمان سراغ بيدارىترك تزريق سخت تنهايىتو به جانت سرنگ بيزارىسر به قلب شكسته ام بگذارعاشقت شد ولى نفهميدىتا كه گفتم تو پر زده بودىمن بميرم.... چقدر ترسيدى....#نسيم_عطايىMat23/2019https://t.me/NasimAtaei + نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ساعت 9:55&nbsp توسط نسیم عطایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 0:24

بگذار بگوید فقط از “عشق” نوشتم عاشق شدن از روز ازل بود سرشتم دل دادن او عین سرابست ولی عشقدر روح و تنم رخنه کند خشت به خشتم تا گفت تو هم مثل منى خاكى و سادهدر پیش خودش گفت من از خاك بهشتم خشنودم از آن روز مرا کرد فراموش گر پنبه کند هر چه که با عاطفه رشتم از رغبت بی منّت دل بود ؛ حلالش!هر میوه که چیدست از آن باغ و کنشتممغبون فریب است تو را خوب شمردنگر خوب تویی شکر خدا مضحک و زشتم!! در پای غزل هام مرا عفو نمایید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 0:24

قفسم را نكنى باز ...غمم مى گيرد
مى شود موقع پرواز غمم مى گيرد

عاقبت مى رسد آن وقت ،كمى حوصله كن
هِى دمادم بكنى ناز ، غمم مى گيرد

آنقدر بغض نگه داشته ام ، حرف بزن
بزنى قفل به هر راز ، غمم مى گيرد

با دُهُل آمده جمعى كه تو داماد شوى
من از اين هلهله و ساز غمم مى گيرد

بعد تو ساعت شماطه اى كوچكمان
خوانده هر نغمه و آواز غمم مى گيرد

وقت رفتن بشود ، خنده زنان... واى نگو
به خوشى هم بروى.... باز غمم مى گيرد


#نسيم_عطايى

https://t.me/NasimAtaei

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

"نمى گويم همين شب هاى ابر الود برگردى"*
ولى من خواهشى دارم كه خيلى زود بر گردى

به دور از عشق شيرينم دلم پوسيد مى فهمى؟
چرا خواهى دل بيچاره ام فرسود برگردی؟

دعا كردم به در گاهش كه تا جان در بدن دارم
خودت اذعان كنى آرى، خدا فرمود برگردى

تو را در ذهن زيبايم تصور كرده ام با خود
بيا قبل از كه رويايم شود نابود برگردى

شبيه مادرى هستم كه چشمش پشت فرزندش
كه بعد از جنگ و آتش ها اگر مفقود... برگردى...

*مصراع اول وام گرفته از اقاى محمد سعيد ميرزايى
#نسيم _عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

رسيده ام به تباهى به انتها به غمت
منم كه گم شده تنها به راه پيچ و خمت

دلم شكسته برايت نمى شود ترميم
چنان كه زلزله آمد به جان شهر بمت

فداى خنده ى چشمت تمام ثانيه هام
كسى چنين نخريده بهاى بيش و كمت

تو رفته اى به سلامت ببين چه مى لرزم
ميان سردى بهمن خوشا هواى دمت

تو حال قافيه ها را به گريه مى فهمى
كه شعر بى تو بسوزد و بشكند قلمت

#نسيم_عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

" هر چه كنم نمى شود تا بروى تو از دلم..."*
جز تو كسى نمى شود چشم وچراغ منزلم

عشق تو پاك مى برد حرمت و آبروى دل
عبرت خلق مى شوم ، نقل و نبات محفلم

سنگ نزن به بال و پر ، من به طواف آمدم
ساده سقوط مى كنم حل نكنى تو مشكلم

باز دعات مى كنم دل نگران و مضطرب
كاش كسى نچيندت ، اى گل ناز و خوشگلم

خود تو بگو براى من ، چيست بهاى خون دل؟
گفت دلم به گوش من رحم نكن به قاتلم

*مصراع اول وام گرفته از طارق خراسانى
#نسيم_عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

وقتت به خير باد تو اى روشناى صبح
با تو شود لطيف و معطر هواى صبح

با بودن تو است ، خروسان خوش صدا
سر مى دهند نغمه ى دل؛ جانفزاى صبح

گنجشككان كوچك كوچه بدون تو
بر تن نمى كنند به شادى رداى صبح

ماه از طلوع تو به تكاپو رسيده است
آماده مى شود همه شب ها براى صبح

اى آفتاب عشق ، تو وقتى كه آمدى
خورشيد حاضر است ببخشد عطاى صبح

حالا اگر كه پنجره ام از تو روشن است
شب هاى عاشقانه شعرم فداى صبح

#نسيم_عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

خوشا كه وقت دعايش تو در نظر باشى
تمام فكر و خيالش تو يك نفر باشى

كسى كه بسته وجودش به بند نا مرئى
كه جان كند به فدايت چو در خطر باشى

دعاى خير و سلامت كند تو را هر دم
چه در كنار عزيزش چه در سفر باشى

به زير سايه ى مهرش به بر نشانده تو را
اگر كه خوب و اگر بد تو آن ثمر باشى

به زعم مادر خويشى كه مى شوى عاشق
كه خود عصاره ى عشق است و بى خبر باشى

#نسيم_عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

شور دلتنگى نمى ماند ؛ دلت آگاه نيست
يوسفى ديگر نمى بينى كسى در چاه نيست

سقف كوتاهت نمى خواهد مرا در زير خود؟
دستمان كوتاه باشد ؛ طبعمان كوتاه نيست...

#نسيم_عطايى

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 5:20

صفحه بندی