شاخه اى خشكيده بودم تا تو از راه آمدى
زنده كردى و نديدى زور بازويت چه كرد
آنچه باقى مانده از تو عطر يك پيراهن است
دل به تنگ آمد ، نفهميدى كه با بويت چه كرد
برف پيرى مى رسد اما نباشد يك شبه
درد عاشق را نمى دانى كه با مويت چه كرد
شعر ها خواندم ازت ؛ اما نگفتى بعد تو
با نبودت زندگى در فكر بانويت چه كرد....
#نسيم_عطايى
برچسب:
نویسنده: شیوا کریمیپور