ماهى قرمزم گرچه دلم پُر است، من تُنگ شيشه اى جانم پناه توست
از جان عزيزتر ! گفتى كه مى روى ،وقتى كه مى رسى دريا چه مى كنى؟
پيدات مى كنم در چهره ها هنوز ؛ جايى ، نشانه اى در ازدحام شهر
عطر تو مى دهد اين كافه ها چرا ، آنجا بدون من تنها چه مى كنى؟
گفتى كه دلخورى از من كه جاى اشك ؛خنديده ام فقط از عشق خوبمان
دور از نگاه تو هرشب در اين اتاق ؛ من گريه مى كنم حالا چه مى كنى؟
من ذّره ذرّه ام شعرى به نام توست، فرزند تو مرا شايد بخوانَدم ...
اما خودت بگو با كودكان خود ، مفهومِ عشق را معنا چه مى كنى؟
من مرگ مغزى ام حال مرا ببين ، پيوند مى خورد هر عضو زنده ام
من مانده ام ولى اى عشق آتشين ؛ قلبى كه مى شود اهدا چه مى كنى؟
#نسيم_عطايى
برچسب:
نویسنده: شیوا کریمیپور