دلت با من شود تنها، رقيبم تازه مى فهمد
كه نافرجام مى ماند ، چه غمزه يا كه ترفندش
چه فرصت هاى زيبايى به دست آرى زمانى كه
بچينى اشك او را يا ببينى طرح لبخندش
رها كن بند و زنجيره كه عاشق دل به ما دارد
كه انگشتر نمى آيد به دستان هنرمندش
من از اسطوره ها هرگز زليخا را نمى خواهم
نه يوسف را به ياد آرد نه عشقى را كه در بندش
نسيم _عطايى#
@NasimAtaei