دلم شكسته برايت نمى شود ترميم
چنان كه زلزله آمد به جان شهر بمت
فداى خنده ى چشمت تمام ثانيه هام
كسى چنين نخريده بهاى بيش و كمت
تو رفته اى به سلامت ببين چه مى لرزم
ميان سردى بهمن خوشا هواى دمت
تو حال قافيه ها را به گريه مى فهمى
كه شعر بى تو بسوزد و بشكند قلمت
#نسيم_عطايى
برچسب:
نویسنده: شیوا کریمیپور